ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
167
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله مىباشد به عقل و نقل . إمّا عقل ، پس من جملهء آن اينها آل و اولاد رسول به اجماعاند ، و آنكس كه اولاد مىباشد شكّى نيست كه ولد از نطفه مىباشد ، و نطفه لبّ لباب روح و اصل مايهء بدن بالاتّفاق مىباشد عقلا و سمعا . پس در اتّحاد اصلى و حقيقى ولد و والدين شكّى نمىباشد ، مگر تفاوت در بعض لوازم خارجيهء عارضيه مىباشد ، و منافات در بعض لوازم عارضيهء خارجيه مستلزم منافات حقيقى نمىباشد ، پس در اينجا محمّد صلّى اللّه عليه و إله سيّد و اولادش هم كلّا تا قيامت سيّد مىباشند . امّا عقلى دليلى ديگر مىباشد ، كه همهء آنها ادّعاى سيادت كردند ، و آنكس كه ادّعاى نسب كند و معارضى و منافى قطعى نباشد او مصدوق در آن نسب است ، و اينها « نحن أهل البيت ، و آل محمّد ، و عترة محمّد ، و ذرّية محمّد » « 1 » گفتند ، و معارضى و منافى هم اصلا و ابدا ندارند ، پس واجب التصديقاند . امّا عقلى دليلى ديگر دارند بر وجوب تصديق در همهء دعاوى و اقارير ، و آن حصول خلافة اللّه و خلافة الرسول در آنها مىباشد ، و آن كس كه چنين باشد واجب است كه معصوم ، و منصوص بالقول و الفعل باشد . امّا نصوص قولى بر خلافت و سيادت آنها از متّفق عليه مختصرى از احاديث نبوى به تو ذكر شد ، و هكذا از سابق بر لاحق نصّ است كه اين پسرم حسن خليفهء من و امام بر شماست ، و حسين مني و أنا من حسين ، و الحسن و الحسين ابناي ، پس خلافت و سيادت آنها ثابت شد به صورت عين اليقين . امّا نصّ فعلى بر سيادت و امامت و اولاد رسول بودن آنها معجزه از هريكى
--> ( 1 ) در روايات فراوان كه از اهل بيت عليهم السّلام وارد شده است .